از ماست که بر ماست !

نگاهی گذرا به پانزه سال ماضی و شمار هجده رییس بلدیه و سرپرستی که دیار « دیوار مشرف برافتادن » به خود دیده است و شنفتن خبر انتخاب دور از کیاست ولی قابل پیش بینی برنایی کم تجربه به کلانتری بلدیه بلد باران مرا به یاد مستزادی از ملک الشعرای بهار انداخت که زمانی سروده بود ؛

جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم
با کس نسگالیم
از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست
از ماست که‌ بر ماست

حالیه حسب حال مردمان در بهت و حیرت فرو رفته این دیار و سرنوشت ریاست بلدیه اشپیرو انتخاب حکیمانه اعضای مشورتخانه بلدمان ،متاسفانه عین همین عبارت است که فرمود :

«از ماست که بر ماست! »

لذا نگارنده به همین اندک اشاره از باب « الاعاقل و یکفی الاشاره » به متولیان امر بسنده می کند و امید بر آن دارد که کلهم بیت ُ مقابل استفهامی به انکار باشد که :

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست
آنکه البته به جایی نرسد فریاد است …

منتشره به تاریخ : 1 دی 93

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زبان / Language »