بلد یا نابلد ؟!

در کرانه بحر شمالی سرزمین نجیب زادگان ، در میانه دو رودی که دیگر نه زرش مانده و نه گوهرش ! بلدی است که به تمنای وکلا یا رعایای وقتش با مهر تایید اول مقام اجرایی سامان بزرگش در سنوات ماضی لقب کلان بلدی را به گردن آویخته است .

این دیار آب و هوایی دارد خوش و بارانی و مردمانی دارد خوش خلق ، خوش پوش و به ضعم برخی خوش گذران البته در دایره حدود الهی که از دیرباز بر خان نعمت لایزال ایزدی نشسته اند و روزی می خورند و روزگار سپری می کنند و شکر ایزد می گویند و از آنجاییکه در سرزمینی به قاعده مملو از فرصت های حرفه ای می زی اند و امور بلد داری را مهارتی می دانند که از عهده هر کسی برنیاید !

در آخرین “برگزینی” ای که بنا بود “به گزینی” باشد شماری از هم بلدی هایشان را بقدر چند نفری از یک دو جین بیشتر رهسپار عمارت مشورت خانه بلد نموده اند و خود به نظاره نشسته اند که ” اینان ” چه کرده و چه گلی بر سر بلد خواهند زد .

آنان هم که در واقع همان ” اینان ” سطور مافوق اند همان هایی اند که چه قبل و چه بعد جلوس بر کرسی های مشورت خانه کلان بلد مورد نظر فریاد برآورده و حال نیز می آورند که نیت شان جز خیر و خدمت نیست و شبانه روز خواب از چشمانشان ربوده و آسایش از زندگیشان ستانده و تمام هم و غم خود را معطوف خدمت کرده اند و آنچنان که خواجه داننده راز سرزمین پارس گفته است باور دارند که : عبادت به جز خدمت خلق نیست.

و البته از حق هم که نگذریم بواقع مشغله بسیار از مقتضیات آن دایره خدمتی است.

القصه ، فی الحال که کمر به خدمت خلق بسته اند گوییا برخی شان بر خود فرض می دانند که رعایای کلان بلد مذکور یقینشان شود که اینان سودایی جز خدمت ندارند فلذا از برای اثبات نیت خیرشان هم که شده ، چند ده کرور تومان به خزانه جام جهان نمای مرکز ولایت خویش پرداخته اند تا هفته ای ولو یکبار هم که شده رعایای بلد چشمان به جمال آنان در قاب جادویی و بلورین جهان نما روشن شود و باورشان آید که سیر خدمتگزاری شان همچنان ادامه دارد ، باشد که ازین رهگذر ضمن آشنایی مجدد و چند باره مخاطبان با وظایف قانونی و ذاتی آن مجمع اداره کلان بلد ، رعایا تماشا کنند که چه کسی کوشا تر و خدوم تر است و شاید درین میانه در اذهان نامی نقش بنددو از میانشان یکی یا بیشتر راهی مشورت خانه عظمای ملت شودو دایره خدمت رسانی اش بخلق وسیع تر .

در کنار همه این خدمات و آنهمه مشغله کاری مدتی است که آنان با مشقت فراوان می گردندو برخی از یلان دیروز بلد های مجاور درون ولایت شمالی سرزمین نجیب زادگان را که هم بلدیه سوا دارد و هم مشوت خانه بلد و خزانه مستقل ، می یابندو گردن آویز ستانده دیروزشان را برای چندمین بار اینبار از جیب رعایا به سی کرور تومان دست خوش می دهند و سپاس می گویندو خود نطق می کنندو با هم فوتوگراف میگیرندو در ادامه مسیر قدردانی های وقت و بی وقت از این دوست یا آن فامیل زاده ، به در و دیوار کوی و برزن بلد بیرق و پارچه می آویزند منقش به تمثال با گردن آویزهای زرین ، سیمین یا برنزین این و آن با توشیع خود که انشالله انما الا اعمال بالنیات و انما لکل امری ما نویمد نظرشان باشد، دستمریزادی به رشادت های دیروزو امروزشان باشد و نکوداشتی برای آنها ، آنوقت به موازات اینچنین حاتم بخشی ها و بار عام هایی که معلوم نیست متولی اش باید دیوان سالاری ورزیدن و برنایی ولایت باشد یا مشورت خانه کلان بلد ؟!

بلد نشینانی که بخشی از پیکر خویش را فدای این مرزو بوم کهن کرده اند باید سوار بر درشکه های داخله سازشان در هر کوی برزن به زحمت در آمدو شد باشند و با هر فرو افتادنی در یکی از حفره های معابر به تعقیب چرخ بیرون زده درشکه اقساطی اسقاطی خود بپردازندو مدام از خود بپرسند که خلاصه واقع امر ، کمیت آبادانی بلد لنگ است یا چرخ خدمتگزاری بی منت ، با سرعت در گردش ؟!

در این سامانی که کارکنان و کارگران بلد داری اش سیزدهم و چهاردهم برج و کشندگان حریقش ، نوزدهم برج بعد،مواجب می گیرند !!!

عزیزی که نیای کارگری دارد فریاد بر می آورد که : چه نشسته اید که برای دو روز گعده و گشت و گذار روسای کلان بلد های این سرزمین 220 کرور تومان وجه رایج مملکتی از جیب مبارک بلد نشینان این سامان مصروف گشته است !؟

یا علی العجب !!! این یکی را دیگر کجای دل نگارنده و خواننده بگذارم ؟ می دانم !

هضمم نشده است که پرداخت بموقع مواجب عائله بلدیه واجب تر است یا دید و بازدید با همتایان شاغل در مشورت خانه های کلان بلد بلاد دیگر به هزینه های اینچنینی ؟!

مانده ام که ” چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن ” را یادآور شوم یا ضرورت ” أهمُّ فی الأهم ” در کارها یا لزوم توجه بیش از پیش به امور زیربنایی بلد را ؟

نکند رعایا گمان کنند وکلای مشورت خانه بلدشان اصل را ول کرده اند و چسبیده اند به فرع !

بی گمان آنهمه افعالی که در صدر گفته شد تنها در سایه تحقق حقوق حقه اولیه شهروندی کلیه بلد نشینان است که زیبنده و بجاست ، بلدنشینانی که باید سنگفرش های معابرشان صاف و صیقلی ، میادین شهرشان دیدنی ، رود های بلدشان پر از زیبایی و زلالی و کوی و برزنشان بدون زباله و ویرانی باشد .

نباشد که عملمان مصداق سخن سعدی علیه الرحمه در گلستان ادبش باشد که فرمود :

خانه از پای بست ویران است

خواجه در بند نقش ایوان است .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زبان / Language »