شهر باران های نقره ای یا شهر بنر باران ؟!

از قدیم الایام شهر باران لقبی بود که مردمان دیار ایران برای تنها شهر جهان که بارانهایی موسوم به باران خاکی در آن می بارد ، یعنی رشت بکار می بردند ، شهری که بارانهای زیبا و خاطره انگیزش باعث شد برای اولین بار چند سال پیشتر ترکیب وصفی ” شهر بارانهای نقره ای ” را برایش بسازم و در شبکه باران در لحظه معنوی و پر بیننده اذان مغرب به افقش بکار گیرم تا در کوتاه زمانی همه گیر شود.

این روزها وقتی در کوی و برزن این شهر گذر می کنم و گاه که از فرو افتادن و بیرون آمدن مدام از چاله ها و چاههایش فارغ می شوم و برای نظر انداختن به ارتفاع بالاتر از دو متر از سطح زمین ( آسفالت ) اندک مجالی می یابم ناگاه این پرسش در نهانخانه جانم طرح می شود که براستی اینجا شهر بارانهای نقره ای است یا شهر ” بنر “ باران !؟

چرا که می بینم به بهانه هر برخواستن از صندلی ای و نشستن بر صندلی ای دیگر ، ظاهرا این فقط کسب و کار چاپچی هاست که رونق می گیرد و در و دیوار رشتمان بنر باران می شود به امضای این طرفدار و آن هوادار به تمثال این و آن که به مدد گوشه چشم عنایت شماری از مردمان این شهر جامه وکالت بلد به تن کرده اند ، بماند که گاهی آش بقدری شور می شود که برخی مدیران و معاونان میانی بلدیه هم در بنر آویزی با اندکی تلاش بیشتر می توانند گوی سبقت از بالادستی ها بربایند !

 اما در این اوضاع و احوال چسبیدن به فرع بجای اصل ، به گواه خلایق همچنان تنور خدمت به خلق در حوزه شهری سرد است و بازار خدمت رسانی به بلد نشینان کم رونق و منهای چند کار انجام شده در خور تحسین که شمارش به تناسب عقب ماندگی ها و نیاز های رو به فزونی شهر نیست ، بلد تقریبا به قد و قواره همان بلد یکی دو  دهه پیش است و باز مانده از قافله ترقی آنهم در خور نام و پیشینه تاریخی اش !؟

یادم می آید در مدرسه ابتدایی مان ، شاهد که درس می خواندیم عزیزی از معلمان عزیز تر از جانمان میگفت ؛ بچه ها ، وقتی کار خوبی می کنید نباید آن را جار بزنید و در بوق کنید چون ثوابش کم می شود ، مثل علی (ع) باشید که شبها انبان نان و خرما بدوش ناشناس در شهر می گشت و اطعام یتیمان و پیران و از کار افتادگان می کرد و تا شب پس از ضربت خوردنش کس ندانست که نان آور طفلان کوفه ، خلیفه مسلمین علی (ع) بوده است .

هنوز در سایه سار بنرهای آویخته خدمتگذاران مسوولیت جدید یافته در شورای کلان بلد مان  در حال سنجش سیره عملی علی (ع) با شیوه عملی خودمانم که بازخوانی بخشی از سفرنامه عباس مسعودی موءسس قدیمی ترین روزنامهٔ ایران ، اطلاعات ، در سفر نوروزی اش به سال ۱۳۰۷ خورشیدی به رشت گزینه ای جز تاسف خوردن برایم نمیگذارد . او در بخشی از گزارش سفرش منتشره در همان روزنامه نوشته بود :

” حسن تجدد خواهی و فکر آزادی طلبی و معارف پروری در مردمان این شهر (رشت) تا حدی یعنی تقریباً ۲۰ سال زیادتر از ما (تهرانی‌ها) وجود دارد. من یقین دارم اهالی رشت یعنی اکثریت مردمان این شهر از حیث تجدد و فکر ترقی خواهی قریب ۲۰ سال از ما تهرانی‌ها جلو هستند “

نویسنده بعنوان شهروندی از شهروندان رشتی بجد خواهان تلاش های بیشتر متولیان امر در جهت ارتقائ سطح کیفی خدمات شهری و زیباسازی شهر است آنهم بدور از فضا سازی ها و تبلیغات بی فایده و تهی به بهانه های مختلف ، تا بزودی رشت شهری شود سرگل شهرهای ایران .

همچنین بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زبان / Language »