جهانبخش ؛ با سقوط داماش من هم سقوط کردم

در پانزدهمین روز از ماه مبارک رمضان علیرضا جهانبخش بازیکن ملی پوش و گیلانی تیم ملی ایران ونایمخن هلند مهمان ویژه برنامه افطار شبکه باران بود.
به گزارش سرویس ورزشی پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، برنامه یک نفس تا خدا که ویژه برنامه افطار شبکه باران است هر شب از ساعت ۲۰ با مجری گری مهدی لطفی به روی انتن این شبکه می رود و هر شب به موضوع خاصی می پردازد که در پانزدهمین شب از این برنامه جنس مهمان با شبهای قبل تفاوت داشت و یک جوان موفق گیلانی در این برنامه حضور یافت.
من همیشه با افتخار خود را یک گیلانی میدانم
علیرضا جهانبخش جیرنده, در ابتدای برنامه در پاسخ به سوال مجری که اصالتا اهل کجا است اظهار کرد :این سوال را اکثر افرادی که من را می بینند می پرسند که من باید بگویم متولد قزوین هستم و در این شهر بزرگ شدم ولی پدر و مادرم اصالتا گیلانی و اهل جیرنده هستند و به من اموختند که هرگز اصالت خود را فراموش نکنم  و همیشه با افتخار خود را یک گیلانی می دانم .

وی در ادامه این گفتگو تلوزیونی از علاقه خود برای حضور در تیم داماش گیلان از زمان پیوستن به داماش تهران در سن ۱۵ سالگی گفت :وقتی ۱۵ سال داشتم به رده های پایه داماش تهران رفتم و با توجه به اصالت گیلانی بودن دوست داشتم هر چه زودتر به این تیم منتقل شوم و از ابتدای حضورم حمایت های بسیار خوبی هم از طرف هواداران و هم از طرف سایر اعضای تیم برای من وجود داشت و  خدا را شکر که توانستم در مدت ۲سال پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته باشم و همیشه در همه جا گفته ام مدیون داماش و مردم خوب شهر رشت هستم.
با سقوط داماش من هم سقوط کردم
بازیکن گیلانی تیم ملی جدایی از رشت و تیم داماش را یکی از سخت ترین کارها دانست و افزود :در مدت ۲ سال حضور من در تیم داماش و شهر رشت همیشه در آرامش و رفاه بودم و مجبور بودم برای پیشرفت این تصمیم را بگیرم و وقتی به هلند رفتم تمامی بازی های تیم داماش را دنبال می کردم .و یکی از بدترین خاطر ات من سقوط داماش بود و با سقوط داماش من هم سقوط کردم.
مشکلات مالی و عدم حمایت مسولان مهم ترین علل سقوط داماش
جهانبخش جیرنده، بهترین عملکرد داماش را در ۲ سال حضور خود در این تیم عنوان کرد و گفت :بهترین نتایج تیم داماش گیلان در آن دو سال رقم خورد و بهترین خاطرات را یرای هواداران این تیم در همان زمان به وجود امد.کلیه بازیکنان داماش گیلان در آن ۲ سال فقط به عشق هواداران بازی کردند و مشکلات مالی همیشه وجود داشت که پس از جدایی من از این تیم مشکلات بیشتر شد و مسئولین هم حمایت چندانی از این تیم نکردند.
هنوز موفق نشده ام رویا های بچگی ام را به طور کامل محقق کنم
لژیونر گیلانی تیم ملی ایران حضور در جام جهانی و بازی در لیگ هلند آن هم در سن ۲۱ سالگی را افتخاری برای خود دانست و گفت :در جام جهانی ۲۰۱۴برزیل تیم ملی عملکرد خوبی از خود نشان داد و من هم با توجه به اردو ها و شرایط خودم تمام سعی ام را کردم تا هر مقدار زمانی که در جام جهانی به من بازی برسد بتوانم بهترین عملکرد را داشته باشم ولی هنوز به رویا های بچگی ام به طور کامل نرسیده ام .
اولین حضور در اردوی تیم ملی جوانان بهترین هدیه تولدم بوده است
وی یکی از بهترین هدیه های تولد خود را مربوط به حضور در اولین اردوی تیم ملی جوانان دانست که مصادف  با روز تولدش شده بود.
اگر فوتبالیست نمی شدم مهندس می شدم
علیرضا جهانبخش جیرنده در ادامه گفت : با توجه به این که در رشته مکانیک خودرو تحصیل کرده ام دوست داشتم که یک مهندش شوم ولی با توجه به این که نمی توان دو حرفه را به صورت حرفه ای دنبال کرد از ادامه دادن تحصیل بعد از دوره فوتبال خود خبر داد .
همیشه سعی کردم نماینده خوبی برای کشور ایران باشم
این بازیکن خوب گیلانی در ارتباط با نگاه هلندی ها به ایران گفت :در ابتدای حضورم در لیگ هلند خیلی شرایط سختی وجود داشت چون کشور هلند بهترین کشور در ارتباط با استعداد پروری و فوتبال پایه است و برای آنها سخت بود که بتوانند اطمینان کنند بازیکنی از لیگ ایران به کشور هلند بیاید و در سطح اول این کشور بازی کند ولی با توکل بر خدا و تلاش خود رفته رفته نگاه مردم عوض شد و سعی کردم که نماینده خوب و شایسته ای برای کشور ایران باشم تا نشان دهم که کشور ایران استعداد های فراوان و توانمندی دارد .

فریبا معصومی امشب در یک نفس تا خدا

در زیر این آسمان نیلی گیلان در کنج روستای صالح سرا شولم بخش سردارجنگل شهرستان فومن در خانه ای قدیمی که هنوز بوی گاه و گل می دهد و برای رفتن به آنجا باید از مسیر سخت و خاکی گذشت دختری زندگی می کند که رنگ زندگی برای او با همه فرق می کند، در دستان نحیف ” فریبا معصومی ” 27 ساله و با 70 سانت قد و 15 کیلو وزن دنیایی از هنر را می توان سراغ گرفت.

دختری که با معلولیت کامل قادر به حرکت نیست و کل شبانه روز بصورت دراز کشیده به فعالیت می پردازد، در نگاه اول گمان می کنی با کودکی هم صحبت می شوی اما با شنیدن حرف هایش می فهمی که اینگونه نیست …

و امشب به احتمال قوی مهمان یک نفس تا خداست

یک نفس تا خدا در باران

رمضان الکریم 93 هم از راه رسید و پس از چندین هفته تلاش جدی گروه برنامه ساز ، اولین ویژه برنامه افطار شبکه باران با نام ” یک نفس تا خدا ” دیشب روی آنتن رفت

به گمانم رمضان امسال در شبکه باران متفاوت تر از سالهای قبل آغاز شده باشه ، عزم همه همکاران در مجموعه سیمای مرکز گیلان این بود که هر کسی به سهم خودش تلاش کنه تا خروجی کار متفاوت تر از سالهای گذشته دیده بشه ، در همین راستا حدود 10 روز پیشتر به پیشنهاد من و با پذیرش تهیه کننده برنامه سرکار خانم صوفی که از تهیه کنندگان ارشد مرکز هستند دو ترانه زیبا برای تیتراژ برنامه ضبط شد و برای اولین بار مردم صدای نوید یحیایی از خوانندگان جوان و آتیه دار گیلان رو در تیتراژ ابتدایی و انتهایی “یک نفس تا خدا” به زبانهای فارسی و گیلکی شنیدند ، بماند که تصاویر زیبای گرفته شده توسط آقای پیش احسان با نظارت آقای حقانی کارگردان کار و تدوین نهایی ای که انجام شد تاثیرگذاری تیتراژ رو دو چندان کرد .

اولین مهمان های برنامه پدر و مادر مرحومه مریم قوتی 32 ساله بودند که 7 عضو بدنش رو که مرگ مغزی شده بود برای پیوند به هفت دریافت کننده اهداء کرده و 34 روز بعد از این کار خداپسندانه که واقعا دل میخواد مقابل دیدگان شما نشسته بودند ، برنامه اول اشک خیلی ها رو در آورد و بازتاب های زیادی داشت ، من به جد امیدوارم در شب های پیش رو هم با حضور مهمانان مون در حوزه های مختلف بتونیم فضاهای دلپذیری رو پدید بیاریم. انشاء الله

پس با اعلام نظراتتون دست ما رو بگیرید

شیونی که دوباره به گوش می رسد

این روزها دوست بزرگوارم میر حامد سید فخری نژاد فرزند دلبند فخر ادب گیلکی و پارسی سامان ما ، در فضای مجازی برگی به نام پدر ” شیون فومنی ” گشوده است و مدیریت می کند که از همه شما دلدادگان آن استاد گرام و ادب این دیار دعوت می کنم پیوسته به برگ در پیش گفته شده سر بزنید

توجه به ورزش یارانه‌ای که به سلامت روانی و شادابی عمومی می‌دهیم

به گزارش اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا  : بیش از ۱۰ سال است که او را در قامت نویسنده و مجری برنامه های پربیننده اجتماعی و سیاسی شبکه باران همچون : دریچه ، خوجیر شبان، مهتاب شبان و ارتباطات زنده تصویری با شبکه های داخلی و برون مرزی سیمای جمهوری اسلامی ایران می بینیم . این باعث می شود که گاهی از یاد ببریم او عضو انجمن علوم سیاسی ایران، دارای مقالاتی در حوزه سیاست خارجه و روابط بین الملل در نشریات داخلی و پذیرفته شده در کنفرانس های بین المللی ،روزنامه نگار و همچنین فعال فرهنگی و اجتماعی نیز هست.

mlotfi31وی به زادگاهش رشت به شدت علاقمند و همچون تمامی ساکنین سرزمین گیل و دیلم جوانی است که توجه به خانواده و معاشرت با دوستان و امور جاری جامعه ای که در آن زیست می کند برایش از اهمیت والایی برخوردار بوده و هم چنین نظراتش در حوزه های مختلف به ویژه مسائل شهری، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و از همه آنها مهمتر امور مرتبط با جوانان شنیدنی است. شاید به همین خاطر نیز باشد که گفت و شنودهای او با جوانان در برنامه های شبانه شبکه باران بیشتر به دل می نشیند.

به مناسبت فرا رسیدن بهار و طراوت دوباره طبیعت گفتگویی با مهدی لطفی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید:

برای اولین بار در شبکه باران هنگام اذان ، مردم ساعت شرعی اذان مغرب به افق مرکز استان را با عنوان “اذان مغرب به افق شهر باران های نقره ای، رشت” شنیدند. ترکیب وصفی ای که یادآور نام سازنده اش، یعنی شما در اذهان شد .

به واقع رشت شهر باران های نقره ای است؟

شهر رویاهای من و صد البته عموم مردمان این دیار شهری بارانی است. دوست داشتم باران را که نماد پاکی ، زیبایی ، لطافت و بخشندگی الهی ست در عین بی آلایشی با توصیفی زیباتر از آنچه که شنیده شده بود، جلوه دهم و آن را مختص شهر رشت به نمایندگی از جغرافیای خوش آب و رنگ شمال ایران نمایم و این گونه بود که شهر بارانهای نقره ای متولد شد.

اما شهرمان تا رسیدن به نقطه مطلوب و شایستگی داشتن لقب زیبای این چنینی فاصله زیادی دارد و شما این فاصله را در قیاس رشت با شهر های هم طراز جمعیتی خودش در دیگر نقاط ایران و فراتر از آن در دنیا بیشتر احساس می کنید.

حال شهر باران های نقره ای چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

باید امکان قدم زدن و لذت بردن در زیر باران های نقره ای اش وجود داشته باشد.

شهری که طراوت و سرسبزی اش دیده نواز باشد.

شهری است که مردمانش به واسطه زیبایی های الهی و زیبایی های دست ساخته مان با هم خوشروتر و مهربان تر باشند.

شهری است که خاطر مردم از سقوط مدام و مدام در چاله ها و چاه های معابر و خیابان هایش آزرده نشود.

شهری است که پر از رنگ باشد و مردمان بی رنگ و پاکش از تماشای رنگهای گرم و دیده نوازش در هر کوی و برزن لذت ببرند.

شهری است که ساخت و ساز در آن اسلوب داشته باشد.

شهری است که در آن قواعد راهنمایی و رانندگی و ترافیکی رعایت شود.

شهری است که مردم به کبوترهایش دانه بدهند نه اینکه به گربه هایش لگد بزنند.

شهری است که نظم در آن حاکم است و مردم در هر لباسی با حل مشکلات یکدیگر در کوتاهترین زمان ممکن نشاط و شادابی را تجربه و بخشندگی را حس کنند.

شهری است که مردمانش عبوس نیستند و لبخند به لب دارند.

شهری است که رونق اقتصادی و رفاه اجتماعی دارد.

شهری است که شئونات و هنجارها در آن رعایت می شود.

شهری که سکوت در آن آرزو و رویای هر ایرانی است.

اینگونه شهری ، شهر بارانهای نقره ای است.

 ممکن است برخی از خوانندگان ما معتقد باشند که شهر باران های نقره ای شما رویایی و دست نیافتنی است، نظر خود شما چیست؟

انسان و تاریخش مملو از آرزوهای بزرگ و به ظاهر دست نیافتنی است که امروزه محقق و دست یافتنی شده است، از جمله پرواز و سفر به ماه. وقتی شما به مسیری که بشر طی کرده نگاه می کنید، خنده دار است که اگر فکر کنیم شهر بارانهای نقره ای رشت با ویژگی هایی که برشمردیم و همه خوبی هایی که نگفتیم دست یافتنی نباشد.

مرز بین رویا و واقعیت تخیل نیست، بلکه تدبر است. پس وقتی افقی زیبا ترسیم می کنیم باید برای رسیدن به آن با بهره گیری از تدبیر و خرد جمعی راهکار، سازوکار و نقشه راه را نیز ترسیم کنیم. آن وقت روزی می رسد که ما هم در شهر رویاهایمان، رشت گام بر می داریم.

 متولیان تبدیل این رویای زیبا به واقعیت چه کسانی هستند؟

lotfiاز زمانی که دولت شهرها تشکیل شدند، بعد از آن کشورها شکل گرفتند. قوانین مدنی وضع شد و امور به سمت تخصصی تر شدن پیش رفت. سازوکارها و نهادهای مرتبط نیز برای حوزه های مختلف تعریف شد. این بدین معنا نیست که در تبدیل رشت به شهر رویاهایمان فقط جامعه آماری کوچکی مسئول و پاسخگو هستند، بلکه این وظیفه هر کدام از ماست که نقش خودمان را به درستی ایفا کنیم. به عبارتی در چارچوب حقوق شهروندی، حقوق خود را مطالبه کنیم، وظایفمان را انجام دهیم و به حقوق سایر شهروندان نیز احترام بگذاریم. اما از این پررنگ تر نقش متولیان شهری است، چون کار سپاری از طریق مردم به آنها انجام شده است و آنها مسئول و موظف برای به واقعیت تبدیل کردن رویای زیبای مردم رشت مبنی بر داشتن یک شهر زیبا با هویت بومی و مدرن ، هستند و باید پاسخگو باشند. در این میان وظیفه شورای شهر و مجموعه شهرداری به سکانداری شهردار سنگین تر است و در بوته نقد قرار می گیرد.

کم و بیش مردم با نقاط ضعف و قوت مدیریت شهری آشنایی دارند. شهرداری تنها نهادی است که از طلوع تا غروب عمر هر شهروندی با او همراه و ملزم به ارائه خدمات مختلف است که متاسفانه اگر نیک بنگریم می بینیم که در سالیان گذشته سطح رضایت مندی عمومی از شهرداری رشت به دلائل مختلف که دانی و دانند کاهش پیدا کرده است.

شورای جدیدی مستقر شده است که فی نفسه فاکتور ها و ویژگی های خوب کم ندارد ، شصت و سومین شهردار رشت هم عزم جزم کرده که با ارائه خدمات در خور به شهروندان سطح رضایتمندی سکنه این به اصطلاح کلان شهر را که فعلا به کلان روستایی بیشتر شبیه است، ارتقا بدهد.

شهردار شصت و سوم برای سال ۹۳ نقشه راه شهرداری رشت را تحقق بودجه دانسته و مواردی مثل زیباسازی شهری، جمع آوری آبهای سطحی، توجه به ورودی های شهر و از این دست را از اولویت های کاری شهرداری اعلام کرده است که ما و مردم به عنوان ناظران حاضر در انتظار تحقق واقعی این اولویت ها در سال جاری به عنوان اولین گام برای رسیدن به شهر رویایی خودمان هستیم و برایشان آرزوی موفقیت داریم.

 حالا بر می گردیم به فضای کار شما در رسانه ملی و شبکه باران، مردمی که بیننده برنامه های شما در ۶ ماهه دوم ۹۱ و ۹۲ با عناوین “خوجیرشبان” و “مهتاب شبان” بودند گواهی می دهند که شمار قابل توجهی از مهمانان شما از میان ورزشکاران و مدال آوران ملی گیلانی و جوانان نخبه استانی بودند که حتی جمعیت اول نام برده شده نیز به تناسب سن قهرمانی باز هم در گروه جوانان قرار می گیرند، این انتخابها علت خاصی داشته یا تصادفی صورت گرفته است؟

وقتی بنا باشد برای برنامه های تلویزیونی میهمان هایی را انتخاب کنید که خدمتی به سرزمین ایران اسلامی انجام داده باشند، خود به خود یا در گروه سنی پیشکسوتان در حوزه های مختلف یا جوانان نخبه آینده دار در حوزه های گوناگون از جمله ورزش قرار می گیرند، بنابراین شما شاهد بودید که ما در کنار صاحب نظران، بزرگان و پیشکسوتان عرصه هایی همچون هنر، ادبیات، موسیقی، شعر و … جوانان خوش آتیه این سرزمین را هم دعوت می کردیم تا سپاسی به پاس سالیان دراز خدمت به این مرزوبوم از گروه اول و تشویقی درخور و انگیزه آفرین برای گروه دوم و دینی ادا شده از طرف ما باشد.

 مسلما دعوت از ورزشکاران حرفه ای و گفتگو با آنها در یک برنامه زنده اجتماعی نیازمند داشتن اطلاعات متنوعی در آن زمینه است، خود شما چقدر با فضای ورزشی استان آشنایی دارید؟

بیش از نیمی از دوستان نزدیک من از چهره های ورزشی ملی پوش گیلانی هستند و این باعث می شود که همیشه بخشی از فضای گفتگوهای دوستانه فی مابین ، اختصاص به ورزش و جوانان داشته باشد بماند که اندکی مطالعه پیرامونی هم در این حوزه دارم.

لازم است یاداور شوم ما درباره استانی صحبت می کنیم که دارای قدمت طولانی و سبقه درخشان ورزشی است . به عنوان مثال در سال ۱۳۲۳ خورشیدی دارای هیات ورزشی بوده است و زمانی که اولین تیم ملی فوتبال ایران شکل گرفت ۳ گیلانی عضو آن بودند، حدود ۶۵ سال پیش در این استان مسابقات والیبال بانوان برگزار می شد و بعد از استقرار جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی ای که هنوز سرود ملی ایران عزیزتر از جانمان طراحی و ساخته نشده بود، مرحوم جهان پهلوان نامجو نخستین مدال طلای ایران را گرفت و درپی خواهشی که این افتخار ملی گیلانی از امام راحل برای ساخت سرود ملی جهت همگامی با به اهتزاز در آمدن پرچم ایران اسلامی در مجامع بین المللی کرد، پیر فرزانه جماران نشین دستور ساخت سرود ملی را صادر نمودند.

از طرفی وقتی به گیلان و سیمای فعلی ورزش استان نگاه می کنیم می بینیم که در گیلان بیش از ۱۴۰ هزار نفر ورزشکار سازمان یافته داریم و از این حیث در زمره استانهای برتر کشور هستیم.

۶درصد جمعیت گیلان به صورت مستقیم با ورزش درگیر هستند و این نشان از اهمیت ورزش در نزد گیلانیان دارد. همه اینها باعث شده تا علاوه بر ۲ برنامه ورزشی تخصصی شبکه باران ما نیز در برنامه های اجتماعی سیما توجهی ویژه به ورزش و ورزشکاران داشته باشیم و شما حضور این عزیزان را در برنامه هایی مانند مهتاب شبان پررنگ ببینید.

با توجه به ظرفیت های موجود، به نظر شما وضعیت ورزش گیلان مطلوب است؟

پاسخگوی سوال شما باید در درجه اول متولیان کارشناس این امر در اداره کل ورزش و جوانان گیلان باشند. اما از دیدگاه شخصی بنده، از منظر تعدد ورزشکاران سازمان یافته و مدال آوران در کشور وضعیت مطلوبی داریم اما به لحاظ زیرساخت های ورزشی به اعتراف متولیان مربوطه در رده ۱۹ کشور هستیم که این رتبه اگرچه محصول شش ماه یا یک سال اخیر نیست، اما زیبنده استان هم نیست.

امیدوارم سکاندار جدید اداره کل ورزش و جوانان که خود از چهره های ورزشی عنوان دار ماست، با اتخاذ تصمیمات راهبردی بر پایه داده های واقعی و با تنظیم برنامه های مدون برای جبران این کاستی تدبیری ویژه بیاندیشد و ثمرات مدیریتش برای سالیان سال ماندنی گردد. زیرا که بنا بود بر اساس هدفگذاری انجام شده در برنامه چهارم توسعه رقم سرانه ورزشی گیلان ۱/۲ مترمربع باشد اما در حال حاضر چیزی در حدود ۰/۶۴ مترمربع است که متاسفانه این آمار در رشت کمتر از این بوده و رقم ۰/۵ مترمربع را نشان می دهد و این عددی ناچیز برای شهری است که قرار است شهر رویاهایمان گردد .

شما بیشتر به جنبه ورزش قهرمانی و زیرساختها نظر داشتید. آیا فکر نمی کنید استان گیلان و به خصوص رشت از پتانسیل خوبی به جهت پرداختن به ورزش همگانی برخوردار باشد؟

با شما موافقم. همشهریان عزیز ما هنوز تجمعات خودجوش ورزشی سالیان گذشته در بوستان ها و محلاتی همچون بلوار گیلان رشت را از یاد نبرده اند، صحنه هایی که این روزها متاسفانه علی الظاهر در سایه کم توجهی به ورزش همگانی کمتر به چشم می آید.

۱۴۰ هزار نفری که در پاسخ سوال قبلی شما به آنها به عنوان ورزشکار سازمان داده شده توسط اداره کل ورزش و جوانان اشاره شد، اقلیتی قابل توجه است. حال آنکه مابقی جمعیت گیلان نیز علاقمند و درگیر با ورزش به ویژه ورزشهای همگانی اند که توجه به آنها ثمرات اجتماعی گوناگون و باعث دمیدن روحیه نشاط در جامعه خواهد بود.

 با این اوصاف تاثیر ورزش بر جامعه و نشاط عمومی آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

وقتی در شهری مثل رشت و استانی مثل گیلان تیم های ورزشی مطرح و عنوان داری داشته باشیم، توجه قشر قابل ملاحظه ای از جامعه را به آنها معطوف کرده ایم. ورزش به طور مستقیم وغیرمستقیم سطح امنیت عمومی و امنیت اخلاقی جامعه را با تخلیه روانی که ایجاد می کند ارتقا می دهد و با تحرک ذاتی ای که در خود دارد پویایی و نشاط را به جامعه هدیه می نماید و به جای اینکه خدای ناکرده جمعیتی ولو اندک به بدی ها روی بیاورند به ورزش به عنوان یکی از نیک ترین کارها اقبال نشان می دهند.

به عنوان مثال این روزها شاهدیم که چگونه با هر برد تیم های پرطرفدار مانند داماش یا ملوان شور و نشاط به جامعه تزریق و با هر باخت آنها تاثیرات بدی در روحیه عمومی شهروندان به ویژه جوانان به وجود می آید

بماند که متاسفانه در سایه کم مهری های عیان شده و یا نبود وفاق و همدلی لازم بین مسولان استانی ، متولیان ورزش ، هواداران و اداره کنندگان تیم ، تیم محبوب و پرطرفدار داماش پس از تحمل ناملایمات بسیار به لیگ دسته یک سقوط کرد !؟

امیدواریم سقوط داماش گیلان تلنگری به همه بویژه مسببانش باشد تا یقین کنیم که حل مشکلات اینچنینی یا احتمالی موجود در بیش از ۴۵ هیات ورزشی گیلان، یارانه ای ست که به سلامت، امنیت، آرامش و روحیه عمومی شهروندان فهیم هم استانی مان می دهیم.

 کمی از مباحث ورزشی فاصله بگیریم و برگردیم به خاستگاهی که مردم بیشتر بواسطه آن از شما شناخت دارند. برای شش ماهه اول سال ۹۳ برنامه ای در شبکه باران دارید؟

ماههای پایانی سال ۹۲، ماههای پرکاری برای من بود و به لحاظ حرفه ای منطقی این است که بعد از چندین ماه داشتن برنامه زنده ، مدتی از فضای رسانه فاصله بگیرم تا ضمن تجدید انرژی بتوانم با توانی بیشتر در قاب رسانه ملی افتخار موانست و همنشینی با هموطنان عزیز خصوصا گیلانی های مهربان را داشته باشم.

 در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید؟

در پایان به پیوست سپاس ، سال خوشی را برای شما و همه هموطنانم آرزومندم.

مهتاب شبان گیلان

CAM00189در واپسین روزهای سال 1392 خورشیدی ” علیرضا ژاله جو ” مصاحبه ای برای انتشار در ماهنامه خبری ، تحلیلی ، آموزشی ” مدیریت جهانگردی ” اولین نشریه تخصصی مدیریت جهانگردی در ایران به صاحب امتیازی و مدیرمسوولی ” دکتر سید محمود شبگو منصف ” انجام داد که ضمن سپاس بیکران از این عزیزان در ادامه می خوانید :

«مهتاب شبان» جنگ شبانه زنده تلویزیونی ای است که از ابتدای نیمه دوم 92 ، یکشنبه شب تا چهارشنبه شب هر هفته از شبکه باران ، صدا و سیمای مرکز گیلان پخش می شود .

این برنامه زنده که با رویکردی نو به مسائل فرهنگی و اجتماعی استان می پردازد شامل؛ مستندهای گیلان شناسی، گزارش های جذاب، موسیقی و تصویر ، طنز نازک بین و …  است و هر شب نیز از شخصیت های علمی ، فرهنگی، هنری ، ورزشی یا نخبه گیلانی بعنوان میهمان دعوت بعمل می آورد .

آمارهای یونسکو حاکی از این مهم است که زبان‌های محلی ، با خطر انقراض مواجه گردیده اند و از بین رفتن زبان و یا گویش هر منطقه می تواند مطابق با از بین رفتن فرهنگ آن منطقه باشد.

با توجه به اینکه گویش‌های گیلکی در بیشتر نقاط استان در حال فراموشی است و بیشتر خانواده‌ها، حتی در دورافتاده‌ترین روستاهای گیلان نیز، اصرار بر یادگیری زبان فارسی توسط فرزندان خود دارند، ویژه برنامه هایی با گویش محلی می تواند نقش مهمی در حفظ فرهنگ ، آداب و رسوم و صد البته زبان گیلانی ها داشته باشد.

در این میان برنامه مهتاب شبان صدا و سیمای مرکز گیلان نقش مهمی در حفظ فرهنگ، آداب و زبان گیلانی ها دارد.

از جمله ویژگی های برجسته این برنامه ، تسلط مجری آن بر زبان گیلکی است که بین برنامه و مخاطب ارتباط خوبی برقرار می نماید. بهمین منظور گفتگویی با مجری این برنامه، مهدی لطفی صورت گرفته است که در پی می آید

مهدی لطفی به سال 1359 در خانواده ای فرهنگی دیده به جهان گشود و با اینکه مدتی دامپزشکی خوانده است اما علایق خود را بیشتر در رشته علوم سیاسی جستجو می کند ضمن اینکه، در حوزه های مختلفی از جمله خبرنگاری ، طراحی و صفحه آرایی ، بازیگری ، کارگردانی و … فعالیت داشته است. او بیش از 10 سال است که با سیمای مرکز گیلان همکاری را دارد.

*جناب آقای لطفی آمارها حکایت از این دارد که برنامه مهتاب شبان که جنابعالی مجری آن هستید، مخاطبین زیادی دارد، به نظر شما چه ویژگی هایی این برنامه را پر مخاطب کرد؟

شاید بهتر می بود در این باره آقای رضا سیف پور بعنوان تهیه کننده برنامه مهتاب شبان صحبت می نمودند که در واقع تهیه کننده مسئول راهبری و محتوایی برنامه است و جا دارد به ایشان بابت طراحی و ساخت این برنامه تبریک بگوییم .

 به اعتقاد بنده یکی از مهمترین کار ویژه های رسانه ، ایجاد یک فضای سرگرم کننده برای خانواده هاست، در شبکه ای که مخاطب عام دارد خیلی نمی شود بر روی آموزش تکیه کرد، در برنامه مهتاب شبان اتفاقی که افتاد این بود که گروه برنامه ساز و در راس آنها تهیه کننده تلاش بر این داشتند که با ایجاد یک فضای صمیمی و با دعوت از افراد سرشناش یا برجسته در حوزه های مختلف و با تمرکز بر روی سبک زندگی و زوایای فکری و کاری آنها، مخاطب بیشتری جذب کنند و در عین حال فضایی صمیمی ، خودمانی و خانوادگی در برنامه بوجود آید ، همچنین گروه برنامه ساز بنا نداشت که مردم را به هر قیمتی بخنداند ! ضمن آنکه می خواست تلنگرهایی محترمانه در حوزه فرهنگی و رفتار اجتماعی به مخاطب بزند . حاصل این تلاشها این شد که بر طبق آمار ، از دی ماه 92، برنامه مهتاب شبان با بیش از 81% بیننده در جایگاه پرمخاطب ترین برنامه شبکه باران قرار گرفت.

*برنامه مهتاب شبان تا چه حدی به گردشگری گیلان توجه داشته است؟

مهتاب شبان سعی بر این داشته که با توجه به پتانسیل ها و جاذبه های گردشگری متنوع گیلان در قالب موسیقی و تصاویری که در بیش از 50 کشور دنیا قابل دریافت است، مردم را بیشتر با این نقاط آشنا نماید، ضمن اینکه در آستانه نوروز ایرانی با توجه به دغدغه های تهیه کننده برنامه، نقاط شاخص گردشگری گیلان، آداب و رسوم کهن، بازارهای محلی و … را نیز بیشتر معرفی نماید، همچنین برای اولین بار در این برنامه موسیقی کلاسیک جهان و در کنار آن فولکلور گیلان بر روی تصاویر بکر گیلان گذاشته شد و هنرمندان و اساتید برجسته موسیقی گیلانی نیز جزء مهمانان ویژه ما بوده اند.

1*در طول یکی دو سال اخیر و بویژه در مهتاب شبان کدامیک از مهمانان تاثیر بیشتری بر روی شما گذاشته اند ؟

در مهتاب شبان مهمانان متنوعی داشتیم که همگی از لحاظ منزلت انسانی، افراد فرهیخته و شایسته ای بودند. در اولین شب برنامه که مصادف با روز پزشک بود یا یکی دو شبی بعد از آن ، آقای دکتر چمساز مهمان مهتاب شبان بودند، اگرچه ایشان گیلانی نیستند ولی نزدیک به 60 سال در گیلان ما طبابت نموده اند. جالب اینجاست با اینکه مردم از کیستی اولین مهمان برنامه خبر نداشتند اما خبر رسید که برخی کسبه خمام در پیاده رو ها تلویزیون گذاشته اند و با مشتریان خود مهتاب شبان را دسته جمعی تماشا کرده اند .

از دیگر شخصیت های مهمان تاثیر گذار این برنامه آقای پورفسور فضل ا… رضا بودند. ایشان در آستانه صدمین سال عمر پربرکت شان، به ایران سفری داشتند اما هیچ گفتگویی جامعی را با شبکه خبر و پرس نپذیرفتند الا مصاحبه هایی کوتاه در حد یکی دو دقیقه با خبرنگاران بخش های مختلف خبری ، اما ما این افتخار را داشتیم که گفتگوی ویژه و کاملی با ایشان انجام دهیم .

به نظرم وارستگی و افتادگی مهمترین وجه شخصیتی جناب ایشان بود که مرا بی نهایت تحت تاثیر قرار داد. هنگامی که در خصوص پرسش های احتمالی با ایشان هماهنگ می نمودم، جمله ای گفتند که عمیقا مرا به فکر فرو برد ، فرمودند :

“شما سوالهای خودتان را بپرسید، من به آنهایی که بلد هستم جواب میدهم و برای سوالهایی که جوابی ندارم صمیمانه از شما عذر میخواهم”.

 به ذهنم رسید که ، کم پیدا می شوند انسانهایی که از آنها سوالی بپرسید و شما را از لذت دریافت پاسخی ولو بی ربط محروم کنند !

pro-samiee1از دیگر مهمانان عزیزی که جایگاه علمی و شخصیت شان مرا سخت تحت تاثیر قرار داد، آقای پروفسور مجید سمیعی بودند . ایشان در برنامه خوجیرشبان که نیمه دوم سال 91 از شبکه باران پخش میشد در مهمانمان بودند و با حوصله و صبری مثال زدنی به تک تک سوالات من پاسخ دادند.

ایشان در جواب این سوال که مغز “مهدی لطفی” و دیگر افراد جامعه با شما که در این جایگاه علمی هستید ، چه تفاوتی میکند ؟ پاسخ جالبی دادند، ایشان اظهار داشتند:

“شما همین الان که صحبت می کنید بیش از 100 میلیارد سلول مغزی تان در تلاش اند تا سوال مناسبی از من بپرسید، من نیز به همین گونه ، بیش از 100 میلیارد سلول مغزی ام در تلاش اند برای دادن پاسخ مناسبی به شما و مخاطبانتان ، تنها فرق من با افراد عادی این است که من تمرکز و تلاش بیشتری نموده ام و استفاده بهتری از فکرم داشته ام، بقیه افراد جامعه نیز قطعا با این تمرکز و تلاش به این جایگاه و جایگاههای اینچنینی دست پیدا خواهند کرد”.

*به نظر شما تاکنون صدا و سیما و برنامه هایی مانند مهتاب شبان تا چه حدی رسالت خود را در زمینه خدمت به گردشگری گیلان انجام داده و تاثیر گذار بوده اند؟

یقینا متولیان امر بایستی تاثیر این دست برنامه ها را رصد کنند و درباره آن قضاوت کنند ، من شخصا در دی ماه 92 به سکان دار سازمان میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی گیلان پیشنهاد نمودم که از ظرفیتهای شبکه باران در زمینه بسط گردشگری بیشتر استفاده نماید. همانطورکه می دانید یک قاب تصویر کار هزاران کلمه را انجام می دهد، به واقع اگر با برنامه ریزی و هدفگذاری صحیح از ابزار قدرتمند رسانه استانی برای اعتلای گردشگری استفاده شود، قطعا شاهد تحولات خوبی در این زمینه خواهیم بود. اگر چه این تمام حل مسئله نیست و کاستی هایی در بخشهای دیگر بویژه زیر ساختهای حوزه گردشگری وجود دارد.

از سویی دیگر با توجه به علاقمندی و حسن نظری که آقای نصرپور مدیرکل صدا و سیمای مرکز گیلان داشته و دارند و ظرفیت ها و فضای بسیار مناسبی که برای ساخت تله فیلم یا سریال های مشارکتی با محوریت میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی گیلان در رسانه استانی وجود دارد در صورت وجود عزم جدی در متولیان حوزه وسیع مورد اشاره می توان شاهد تولید و پخش آثار هدفدار ، تاثیرگذار ، فاخر و ماندگار در سطح ملی بود .

و سخن پایانی …

با توجه به اینکه امسال ، گیلان عزیزمان بعنوان هدف اول گردشگری کشور اعلام شده است امیدوارم شمایی که این چند سطر را خوانده اید و نوزایی طبیعت را در سال 1393 خورشیدی به شادمانی نشسته اید  سفر به گیلان و گردش و تفرج در آن را در سرفهرست بازدیدهای نوروزی خود قرار دهید .

از خالق بهار طبیعت می خواهم که سال جدید سالی توام با سلامتی ، به دور از استرس های حرفه ای ، سال رونق کسب و کار و شکوفایی گردشگری برای همگان باشد و امیدوارم :

خدای اطلسی ها با تو باشد                   پناه بی کسی ها با تو باشد

تمام لحظه های خوب یک عمر             بجز دلواپسی ها با تو باشد

                                                                                                                                          عید شما مبارک

زبان / Language »